تبلیغات
به نام خدای مهربون - امتحان

 

امتحان

واژه ها: امتحان , استاد , دانشجو ,


گفتگوهای درونی یه دانشجو و استادش در مورد امتحان:
استاد: همه چیزِ امتحان بَده
دانشجو: همه چیزِ امتحان بَده
ا: چه طراحی سوالاش
د: چه بیدار موندنای شبش
ا: چه پرینت و زیراکس سوالاش
د: چه استرس سر جلسه اش
ا: چه تقلبای عجیب و غریبش
د: چه مراقبای سریشش
ا: چه تصحیح اوراقش
د: چه نمره های ناپلئونیش
ا: چه اعتراضای بی وقتش
د: چه الکی نمره دادنا و الکی انداختناش


ا: ولی خب چاره ای نیست. امتحان باید باشه
د: ایکاش اصلا امتحان نبود

ا: چکار کنم با این جوابا؟ معلومه نخونده .. 9 بدم لااقل مشروط نشه
د: اعتراض دارم !!!!!!


لطف میکنین که نظر میدین
مامان مهسا چهارشنبه 20 شهریور 1392 03:09 ب.ظ
استاد میشه جلسه دیگه امتحان بگیرین
-:
افرین ولی این بیشتر گفتگوی بیرونیه تا درونی
زهره شنبه 16 شهریور 1392 05:48 ب.ظ
بیست و بدید بره . جای دوری نمیره . من اگه جاش بودم یه دیالوگ دیگه هم اضافه میکردم . خانوم دکتر امتحان و فلسفه ش رو بی خیال خدا یک در دنیا هزار در آخرت نصیبتون کنه . جای دوری نمیره . خدا بچه هاتون رو براتون نگه داره .................. اوف خیلی خوب بیا این هم بیست برو دیگه جلوی چشمم وانایست !
-:
:)))))))))))))))))))))))
هلما شنبه 16 شهریور 1392 10:04 ق.ظ
جالب بود خیلی ....
ایشالا منم از امسال تجربه خواهم کرد گرچه خیلی دوس داشتم دانشجوی خود شما باشم ولی یکم تنبلی باعث شد نشههه ....
ولی خداییش خندیدمااااااا ...
-:
قابلی نداشت
ایشالله تجربه میکنین
شنبه 16 شهریور 1392 09:46 ق.ظ

میگم منو فکرکنم سال بعد بهتر درک کنم
-:
ایشالله ایشالله
نرگس شنبه 16 شهریور 1392 06:57 ق.ظ

مامان از دست تووووو ایوووووووووول
-:
چه کنیم دیگه :))))))))))))))))))))
محمد جواد شنبه 16 شهریور 1392 02:32 ق.ظ
خیلی با حال بود عمه
-:
قابلی نداشت عمه سحرخیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.